پژوهش‌گاه دکتر مهدیتاریخ

تاریخ زبان عربی

داکتر محیی‌الدین مهدی

یادداشت آریاپرس
دانشمند گرامی و پژوهش‌گر بزرگ تاریخ سرزمین ما جناب داکتر صاحب مهدی، مقاله‌ای مبسوطی در مورد تاریخ و خاستگاه زبان عربی نگاشته و آن را از روی لطف به آریاپرس غرض نشر فرستاده اند. از آن‌جایی که این مقاله خیلی مفصل نگاشته شده است، تصمیم بر این شد تا نسخه‌ای پی دی اف آن را در ویب سایت بگذاریم تا علاقمندان بتوانند این مقاله‌ را در دستگاه‌های خود بارگذاری ( دانلود) کنند و در مواقع مناسب آن را به خوانش بگیرند.

بخشی از مقاله:


– خانواده ي زبانهای آسیایی- آفریقایی

اصطلاح زبانهای آسیایی- آفریقایی، بر مجموعه ی بزرگی از زبانهای غرب آسیا و شمال و شرق افریقا اطلاق می شود. این زبانها را به پنج شاخه ی معروف تقسیم نموده اند: سامی، بربری، مصری باستان، کوشی و چادی. زبان عربی جزء شاخه ی سامی زبانهای آسیایی- آفریقایی است.

بعضی از دانشمندان اصطلاحات «زبانهای آسیایی- آفریقایی» و «زبانهای حامی- سامی» را یکی دانسته اند؛ زبان های بربری سودان، هوساء، فولبا، زبانهای کوشی (بشاریه، بجّه، ماهو، جالا، سومالی) را شامل خانواده ی زبان حامی می دانند. اما، حقیقت اینست که این دو اصطلاح مترادف هم نیستند. چنانکه زبان «فولبا» در خانواده ی زبانهای آسیایی- آفریقایی شامل نیست، در حالیکه عده ای از دانشمندان آنرا شامل این خانواده و جزء زبانهای حامی می دانند. به همین ترتیب زبان «هوساء» جزو زبانهای حامی- سامی نیست در حالیکه جزء خانواده ی زبانهای آسیایی- آفریقایی هست.

وجه مشترک این زبانها در بعضی از ویژگیهای ساختاری است، یعنی همه ی این زبانها به اصل واحدی که از آن منشعب شده اند، باز می گردند و سپس در طول تاریخ خصوصیات و ممیزات آنها از هم دور شده است.

2– زبانهای سامی

وجود خانواده ی زبانی به نام سامی، از آنجا فهمیده شد که آشنایان با دو زبان عربی و عبری- در عصر اسلامی- وجود شباهتها و قرابتها میان این دو را درک نمودند؛ سپس مقایسه ی این دو با زبان سریانی، وجود رابطه میان هر سه را ثابت ساخت. گویا ابن حزم اولین کسی بوده که گفته این زبانها از یک اصل منشعب شده اند.

اما پژوهشگران غربی در قرن شانزدهم، حین مطالعه و تحقیق روی کتاب مقدس که به زبان عبری قدیم است، برای فهم بعضی از جنبه هاي غامض متن عبری عهد قدیم (تورات)، از زبان عربی استفاده کردند. پس تحقیق در مورد زبان عربی و ارتباط آن با خانواده ای از زبانها، با جنبش اصلاحات دینی یکجا آغاز گردید. متن عهد قدیم، به زبان عبری است، اما دو سفر  آن به زبان آرامی است. این امر باعث گردید که به زبان ارامی نیز توجه صورت گیرد. پس تحقیق حول زبانهای سامی باستان از مطالعه ی تورات که به زبانهای عبری و آرامی است، آغاز گرديد، و برای فهم آنان از زبان عربی که زنده و مشهور بوده، استفاده صورت گرفت.

در قرن هفدهم عضو دیگر این خانواده یعنی زبان «جعز» (حبشی باستان) شناخته شد. شلویشر (Schlözer) اولین کسی بود که کوشید نام مشترکی به زبانهای عبری، عربی، آرامی و حبشی پیدا کند؛ او به نامگذاری فرزندان نوح- سام، حام و یافث – تمسک جست. کلاً از با توجه به شباهت نامهای بعضی از این زبانها، با اسامی فرزندان سام بن نوح، نام «زبانهای سامی» را بر آن نهاد. فقط بعد از تحقیق روی زبانهای هندواروپایی- در قرن نزده- بود که مبنای اوشمندی برای صنف بندی زبان های سامی بوجود آمد. علاوتاً محققین به پژوهشهای تاریخی و باستان شناسی نیز توجه کردند که بدینوسیله زبانهای دیگر این خانواده چون عربی جنوبی، اکدی و فنیقی را نیز شناسایی نمودند. گزینینوس زبان شناس آلمانی نحو و فرهنگ زبان عربی و آرامی را نوشت. او اولین کسی است که رمزهای خط مسند– یعنی خطی که نقشهای باستانی یمن به آن نوشته شده بود- را کشف نمود.

تحقیق منحصر به متون دینی و کتبیه های باستانی نماند؛ عده ای از دانشمندان به تحقیق در لهجه های جدید عربی و آرامی و زبان های سامی جدید در حبشه پرداختند. طی این تحقیقات دریافتند که زبان مصری قدیم (قبطی)، اختلاف عمده یی با زبانهای سامی ندارد. بروگش (Brugsch) گفته بود «زبان باستانی مصر، سامی است». ارمان (Erman) زبانشناس دیگر حرف بروگش را تفسیر نموده و در همين رابطه او گفت که زبان مصر قدیم در زمانی نزدیک (متأخر) از خانواده ی زبانهای سامی جدا شده و چند هزار سال است که راه مستقلانه در پیش گرفته است. همین رابطه را میان زبانهای مسما به حامی، با زبانهای سامی تشریح نمود. با این تفاوت که زبانهای حامی در زمان دورتر از زبانهای سامی جدا شده اند. پس مشترکات زبان مصری قدیم با خانواده ی زبانهای سامی، بیشتر از زبانهای خانواده ی حامی است.

زبان دیگری که در مرحله ی بسیار کهن از شاخه ی سامی جدا شده، زبان نومیدی است. این زبان در نقشهای باستانی لیبی حک شده است. نکته ای را که روسلر تاکید می کند اینست که این جدایی در شرق قلمرو زبانهای سامی رخ داده، پس از آن اقوام متکلم به این زبان به غرب کوچیده اند، و این امر سبب شده که زبان مذکور تا حد زیادی در جریان متفاوت از دیگران تحول کند. در زبان نومیدی واجهای حلقی وجود ندارد؛ اما در زبان سومالی که در حكم خواهر زبان نومیدی است، این آواها وجود دارد؛ پس معلوم می شود که زبان نومیدی، ضمن تحول، این آواها را از دست داده است. زبان نومیدی را مادر زبانهای بربری خوانده اند؛ وجه اشتقاق بعضی از واژگان نومیدی و بربری بر اساس مقایسه با زبانهای سامی شرقی روشن شده است. مثلاً کلمه ی «بِنُ» در زبان نومیدی و زبانهای بربری، در زبان سامی مشرق به کلمه ی «بیت» تعبیر می شود. این مطلب یعنی اینکه زبان نومیدی از واژگان زبانی مربوط به «بنا و ساختمان» کلمه ای را اشتقاق کرد که «بیت» (خانه) را نشان می دهد، در حالیکه زبانهای سامی مشرق از همین واژه ی زبانی، کلمه هایی را اشتقاق کردند که بر ارتباط جنسی با آن، یعنی زن و فرزند دار شدن از او را نشان می دهد، و هر دو معنا را در واژه ی عربی «بنی»، «بنی البیت» (خانه را ساخت) و «بنی بالمرأة» (بر او وارد شد) می یابیم. گویی فعل عربی «بنی»، دو معنا را در بر دارد: «بناء البیت و البناء بالمرأة» (یعنی وارد شدن بر زن و صاحب فرزند شدن).

اما واژه ی عربی «بیت» در رابطه با فعل «بات» یعنی شب را سپری کرد، می باشد که از واژه ی مخالف آن است. از نظر زبان شناسی این نوع استدلال برای اثبات سامی بودن زبان نومیدی کافی است. با اینحال، مشکل اصلی پژوهش در این زمینه، از یکطرف تصویری بودن خط مصری و غیر آوایی بودن واژگان آن است، از طرف دیگر قلیل بودن نقشهای نومیدی است.

اما وجود ویژگیهای ساختاری مشترک در هر یک از شاخه های پنجگانه ی خانواده ی آسیایی- آفریقایی، ثابت شده؛ مهمترین این ویژگیها عبارتند از: وجود تای تأنیث برای تفکیک مذکر و مونث، کاربرد نون وقایه برای ارتباط دو واحد صرفی (بجای ضَرَبیِ، ضَرَبنی)، وجود ضمایر متصل، به کارگیری واو همچون حرف عله که در بسیاری از مواقع حذف می شود، و تشکیل تعدادی از مشتقها با ساختهایی که با میم شروع می شوند، مثل اسم مکان و اسم مفعول در عربی. بررسیهای دشوار مذکور نشان دهنده ی عدم استقلال شاخه ی زبانهای سامی، و ارتباط آنها با خانواده ی زبانهای آسیایی- افریقایی است.

نوشته های هم‌سان

هم‌چنان بنگرید
Close
Back to top button