سیاست

ازبیکستان از مغازله با طالبان دنبال چی است؟

بهار چوپان

قرار است ازبیکستان کنفرانسی را تحت عنوان «کنفرانس بین المللی تاشکند برای افغانستان» با حضور نماینده های طالبان و دیپلمات های خارجی به شمول توماس ویست، نمایندۀ ویژۀ امریکا برای افغانستان، برگزار کند.

ازبیکستان، یکی از همسایه های شمالی افغانستان است. این کشور با مساحتی برابر به 478.978 کیلومتر مربع در مقام پنجاه و شمشین کشور از نظر وسعت قرار  دارد، و با تقریباً سی و پنج میلیون نفوس، پر جمعیت ترین کشور آسیای میانه محسوب می‌گردد.

ازبیکستان نیز مانند همسایه هایش از دل استعمار سرخ شوری و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری سر بالا کرد، و مرز های را به ارث برد که توسط روس‌ها تعین شده بود. آگاهان مسایل منطقوی به این نظر اند که روس‌ها جمهوریت های آسیای مرکزی را به‌ گونه عامدانه طوری مرز بندی کردند، که عوامل بحران همیشه به صورت بالقوه در درون آنها موجود و فعال باشند.

یکی از دلایل این نظریه یا باور این است که جمهوری های دست ساز شوری در آسیای مرکزی، تقریبا همه با همدگر اختلاف مرزی و حتی دعوای ارضی دارند.

ازبیکستان از این منظر نیز در صدر فهرست قرار دارد؛  این کشور  با تاجیکستان و قرغزستان، مناقشۀ ناحل شدۀ مرزی دارد. 

تا به قدرت رسیدن شوکت میرضیایف، همسایه های ازبیکستان و صاحب نظران، اسلام کریموف را عامل ناحل شده باقیماندن منازعات مرزی این کشور با تاجیکستان و قرقیزستان معرفی می‌کردند، و به این نظر بودند که او به این مسئله با نگاه امنیتی برخورد می کند، و این امر سبب پیچده شدن هرچه بیشتر معضل و روابط پر تنش با همسایه ها می‌شود.

این کشور از نظر کارشناسان جغرافیای سیاسی، کشوری محاط به خشکۀ مضاعف نامیده می‌شود، زیرا از نظر داخلی با کمبود منابع آب در داخل مرز هایش مواجه میباشد و برای رسیدن به منابع آب در پیرامون خود باید از مرز دو یا چند کشور همسایه عبور کند.

مرز های بسیاری از قسمت های آن به فرمان اسلام کریموف مین گذاری و در جا های حتی دیوار کشی شده بود؛ از جمله دیواری به طول ده متر و ارتفاع سه متر که استان سغد تاجیکستان را از استان سمرقند ازبیکستان، در منطقه«جرتیپه – سرزم» از هم جدا می‌کرد. مردم تاجیکستان با کنایه از آن بنام«دیوار اسلام کریموف»یاد می‌کردند.

تا پایان کار اسلام کریموف و روی کار آمدن شوکت میرضایف، این کشور سیاست بسته و محافظه کارانۀ خارجی استوار بر خوانش امنیتی از رویداد ها و تحولات و اقدامات در این عرصه، داشت.

عبدالعزیز کاملوف، مشاور امنیت ملی رییس جمهور ازبیکستان، حین ملاقات با ملامتقی، وزیر خارجه گروه طالبان.

با روی کار آمدن شوکت میرضیایف، نه تنها بیشتر مناطق مرزی با همسایه ها مین زدایی شدند، بلکه سیاست خارجی این کشور نیز وارد دوره جدید شد و دستگاه دیپلماسی در مسایل منطقوی و جهانی بیشتر فعال گردید.

دولت ازبیکستان، در دوره اول  طالبان (1996 – 2001) به دلیل نگرانی امنیتی و موقعیت ژیوپولیتیک این کشور، از اولین کشور های بود که وزیر خارجه  دولتش را به قندهار به دیدار ملا عمر فرستاد.

آقای کاملوف که اکنون مشاور امنیت ملی آقای میرضیایف، میباشد، در سال 1999 که به دیدار ملاعمر به قندهار رفت، وزیر خارجۀ ازبیکستان بود. او در این سفر زمینه برقراری تماس ازبیکستان با طالبان را فراهم کرد. به نظر میرسد اکنون نیز طراح برنامه و نشستی که تحت نام کنفرانس بین المللی تاشکند برگزار شده است همین آقای کاملوف باشد.

با آن که این نشست به میزبانی ازبیکستان، و بر محور مسایل افغانستان، دایر شده است، مسلماً دلیل اصلی از ابتکار جانب ازبیکستان ، برای برگزاری این نشست و میزبانی از طالبان، را نگرانی ها و نیازمندی های نا گفته  این کشور تشکیل میدهد.

اگر به ضرورت و چرایی برگزاری این نشست که در واقع مرحله دوم روابط ازبیکستان با طالبان در کمتر از یکسال گذشته است، نگاه کنیم متوجه نوعی شتاب آلودگی و بی‌دقتی طرف ازبیکستان، در زمینه تعامل با طالبان خواهیم شد.

اولین نکته نام این نشست است که به قول وزارت خارجه ازبیکستان حدود 20 کشور و سازمان بین المللی در آن شرکت دارند؛ «کنفرانس بین المللی تاشکند برای افغانستان». براساس اعلامیه های دولت ازبیکستان این نشست در سطح وزرای خارجه و هیأت بلند پایه امریکایی از جمله توماس ویست، نماینده ویژه امریکا برای افغانستان، رینا امیری نماینده دولت امریکا برای زنان و اقلیت های افغانستان و برایون نلسن نماینده خزانه داری امریکا برگزار می گردد. 

ظاهرا این نشست با شرکت این سه مقام امریکایی و وزرای خارجه کشور های که نخواسته اند از آنها نام برده شود؛ مهمترین نشست در سطح منطقوی – جهانی در کمتر از یکسال گذشته است که در محور مسایل افغانستان و به اشتراک نمایندگان گروه طالبان دایر می‌شود. 

مسلماً طرف طالبان از برگزاری چنین نشستی راضی هستند و در صدد حد اکثر استفاده سیاسی و تبلیغاتی از آن؛ اما باید دید که جانب ازبیکستان از پذیرایی انس حقانی، برادر سراج الدین حقانی، کسی که نام او در صدر فهرست سیاه شورای امنیت ملل متحد و دیگر سازمان های مبارزه با تروریسم قرار دارد، چیست؟

آیا تغییر سیاست دولت ازبیکستان دچار یک جهش منفی شده است یا دولت آن کشور ناگزیری های دارد، که آنها را از تعامل با گروه بد نام طالبان ناچار می سازد.

چگونه دولت سکولار ازبیکستان، با گروه به شدت افراطی اسلامی که قلمرو دراختیار داشته‌اش را به پناهگاه و مخفیگاه گروه های متعدد مسلح رادیکال خارجی از جمله حرکت اسلامی ازبیکستان، مبدل کرده و برای ملیشیای مسلح این گروه آموزشگاه های نظامی فراهم نموده است، روابط دوستانه برقرار نموده و طوری به نظر میرسد که راه را برای به رسمیت شناخته شدن حاکمیت یک گروه مسلح شدیداً متمایل به خشونت و دگرستیزی باز می‌کند.

نکته مهم در باره ازبیکستان و کشور های دیگر آسیای میانه اینست که سیاست خارجی این کشور ها به طور سنتی  برمدار سیاست های کرملین می‌چرخد، و قطب نمای سیاست‌گزاری دستگاه دیپلوماسی آنها بسوی مسکو عیار شده است.

با این هم، ازبیکستان که محاط به خشکه مضاعف از یکسو و کریدور های بسته اقتصادی از سوی دیگر است، شاید تلاش دارد، در قامت یک قدرت جدید در آسیای مرکزی و در میان همسایه هایش قد علم نماید و با برقراری رابطه با طالبان، امتیاز نمایندگی و میانجیگری از جانب آنها باطالبان را نیز بدست بیارد.

از احتمال به دور نیست که دولت ازبیکستان، بخواهد با پیروی از سیاست چین و پاکستان در برابر طالبان، از رابطه با این گروه به عنوان یک کارت بازی قدرتمند در رابطه هایش با کشور های همسایه و منطقه استفاده برده و امتیاز بدست آرد.

شاید مقامات ازبیکستان انتظار داشته باشند، از راه برقراری رابطه دوستانه با امارت طالبان، آنها را قانع بسازند تا در یک معامله دو طرفه پرسود، پایگاه های مخالفان مسلح دولت ازبیکستان، و حرکت اسلامی ازبیکستان در قلمرو امارت را  ببندند و رهبران این گروه ها را به دولت آن کشور تسلیم نمایند.

اما دستگاه دیپلماسی ازبیکستان و وزیر خارجه پیشین آن کشور، این نکته را نیز در محاسبه داشته باشند که گروه طالبان، تا این‌دم به هیچ مورد از تعهدات شان با جامعه جهانی عمل نکرده اند، و در نظر بگیرند که رهبری امارت طالبان به درخواست طرف پاکستان، برای بستن مراکز طالبان پاکستانی و جلوگیری از استفاده این گروه از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان، پاسخ روشن و مثبت ندادند وملیشیای تحریک طالبان پاکستان، به عنوان یک بخش مهم تحریک طالبان افغانستان، همین اکنون در کنار آنها قرار دارند.

عامل دیگر نزدیکی ازبیکستان با طالبان، را میتوان در رقابت و تقابل این کشور با تاجیکستان جستجو کرد. درحالی‌که مخالفان مسلح هر دو کشور ازبیکستان و تاجیکستان، از متحدین گروه طالبان میباشند، و همین اکنون در افغانستان، مشغول سرباز گیری و آمادگی برای حمله به قلمرو کشور های شان هستند، ازبیکستان، راه و  چاره را در رفتن به سوی خطر و  آغوش کشودن به سوی طالبان جستجو کرده است.

اما جمهوری تاجیکستان، سیاست متفاوت و معتدل در باره افغانستان و برخورد با امارت طالبانی را  اختیار کرده است. میزبانی دوشنبه از مخالفان اصلی طالبان، این امکان را برای دوشنبه فراهم کرده  است که در آینده به کانون رفت و آمد های دیپلماتیک پیرامون مسئله افغانستان مبدل شود و امام علی رحمان رییس جمهور تاجیکستان را به سیاستمدار پیشگام در زمینه امکان سنجی برای حل معضل خطرناک افغانستان در سطح کشور های آسیای میانه مبدل کند.

با وجود همه این‌ها جمهوری ازبیکستان که زخم خیزش اندیجان، در پیکر آن هنوز تازه است و اینک استقلال طلبان قره قالپاقستان، سر به نافرمانی برداشته اند، و مناقشه های مرزی نا حل شده و بحران ساز با کشور های همسایه دارد، روی چه حساب و کتابی میخواهد با طالبان به مغازله آغاز کند؟

حتی اگر تصور کنیم که دولت ازبیکستان ، در تلاش است تا از راه برقراری روابط گرم با گروه طالبان و باز کردن راه برای به رسمیت شناخته شدن امارت نام نهاد، از آنها در باره رفع خطر حرکت اسلامی ازبیکستان و گروه داعش، تضمین بگیرد، باز این محاسبه و معامله چندان مطمین و سود آور به نظر نمی رسد.

در همین آغاز کار هم این گروه طالبان اند که از تدویر همایش تاشکند، نفع بردند و ابتکار مقامات ازبیکستان به ویژه آقای میرضیایف، سبب شد، فضای تحریم امارت شکسته شود و مقامات گروه طالبان، با وجودی که تحریم سفر عده زیادی از آنها از سوی ملل متحد و امریکا تمدید شده است، از انزوا بیرون شوند.

در عوض دیدار مقامات بلند رتبه دولت ازبیکستان با سران گروهی که از سوی شورای امنیت ملل متحد، و سازمان های معتبر جهانی به عنوان گروه تروریست شناخته می‌شوند، پرستیژ این دولت و سیاست های آن‌را چه در داخل و چه در سطح منطقه می‌تواند با سوال مواجه سازد و از همه مهمتر باعث تشویق گروه های مسلح ضد دولت و سازمان های جدایی طلب مستقر در داخل و خارج آن کشور شود، تا با توسل به اسلحه و خشونت به خواسته های شان برسند.

دولت ازبیکستان حق دارد از جایگاه یک دولت مستقل مشروع برای حفظ منافع ملی و دستیابی به امنیت و ثبات اقتصادی وارد تعامل و داد و ستد با دولت ها و ملت های منطقه و جهان شده و از این طریق جایگاه شایسته‌اش را در میان ملل متمدن جهان احراز کند. اما آغوش گشودن به سوی یک گروه خشونت پیشه و انحصار گر،که متهم به قتل عام مردمان افغانستان است، به امید استفاده از آنها به عنوان وسیله اعمال فشار، بررقبای منطقوی و همسایه ها نه تنها صلح و ثبات ازبیکستان،  بلکه صلح و ثبات منطقوی را نیز با خطر جدی مواجه می‌سازد.

تاشکند، حق دارد در تعاملات منطقوی و جهانی سیاست مستقل از مسکو و استانبول اختیار کند، و  برایش خیلی پسندیده خواهد بود تا در روی‌کرد به مسئله افغانستان، به عنوان همسایه نزدیک که مشترکات بسیاری با مردم افغانستان دارد، داشتن روابطه حسنه با مردم افغانستان را بر رابطه استخباراتی با یک گروه مسلح خشونت پیشه که با استفاده از زور قدرت را غضب نموده است، ترجیح دهد.

نوشته های هم‌سان

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هم‌چنان بنگرید
Close
Back to top button