گزارش ها

یعقوب یسنا: طالبان پیش از مساله‌ی مشروعیت بین‌المللی به تحکیم قدرت قومی خود در افغانستان توجه دارند.

گفتگو با دکتر یعقوب یسنا، استاد دانشگاه

در روز های پسین اخباری در باره تقرری ها یا تبدیلی های بعضی از مقام های رژیم طالبان شنیده میشود. پخش این اخبار دستمایه بحث و تحلیل های گسترده در میان کاربران شبکه های اجتماعی و رسانه ها گشته است. هرچند سخنگویان طالبان تا هنوز به گونه رسمی این مقرری های جدید را اعلام و تایید نکرده اند، بر اساس گزارش منابع آگاه از درون طالبان، شاید یکی از مهمترین این مقرری های جدید، تقرر حاجی مالی خان مامای سراج الدین حقانی، به حیث معاون رییس ستاد ارتش است. رییس ستاد ارتش طالبان یکی از فرماندهان آنها به نام قاری فصیح الدین از ولایت بدخشان است.

دراقدام دیگر رهبری وزارت دفاع طالبان، عطاالله عمری از فرماندهان اوزبیک تبار طالبان را از فرماندهی قول اردوی الفتح در شمال برکنار کردند، به همین ترتیب صلاح الدین ایوبی یکی دیگر از فرماندهان اوزبیک تبار از فرماندهی یکی از قطعات نظامی طالبان به معینیت وزارت احیاء و انکشاف دهات تبدیل گردیده است. این تغییرات در حالی در بدنه نیرو های نظامی طالبان صورت می‌گیرد که قبلاً مخدوم عالم یکی دیگر از فرماندهان اوزبیک تبار طالبان که از او به عنوان مقتدرترین فرمانده این گروه در ولایت فاریاب یاد می‌گردید، توسط طالبان زندانی شده است.

 با تغییرات اخیر، دست تمامی فرماندهان اوزبیک تبار از بخش امنیتی کوتاه گردیده است.

از جانب دیگر از پنجشیر نیز گزارش های مبنی بر اوج گرفتن اختلافات میان طالبان محلی و طالبان بیرونی می‌رسد. براساس این گزارش ها قطعه جنگی طالبان در پنجشیر، خانه‌های مولوی ‎آغامیر رییس پیشین امنیت طالبان و ‎حمید خراسانی معاون قومندانی امنیه را تلاشی و جنگ افزارهای سبک و سنگین  شان را ضبط کرده اند.

گفته می‌شود تقریباً تمامی مسئولان محلی طالبان در ولایت پنجشیر به کمیسیون “تصفیه صفوف” معرفی شده اند.

چندی پیش نیز گزارش‌هایی از به وجود آمدن فضای بی اعتمادی در میان طالبان در پنجشیر به نشر رسیده بود که حمید خراسانی یکی از افراد محلی طالبان در پنجشیر در ویدیویی که برای افراد تحت امرش سخنرانی میکرد، نیز این مسئله را بیان کرده بود.

با توجه به این اخبار و گزارش ها که به عقیده بسیاری از ناظران نشانه های پررنگتر شدن خط فاصل قومی و سمتی در میان صفوف گروه طالبان است، خواستیم تا این تحولات و تغییرات را که نشانه های بارز گرایش قومی شدید طالبان در آن‌ها به مشاهده می‌رسد، با دکتر یعقوب یسنا، استاد دانشگاه به بحث بنشینیم تا پیامد های این تصامیم طالبان را بر آیندۀ این گروه تروریستی و آیندۀ افغانستان به کنکاش بگیریم.

آریاپرس: جناب دکتر یسنا، با سپاس از اینکه وقت ارزشمند خویش را در اختیار آریا پرس گذاشتید. از نظر شما دلیل برکناری عطا الله عمری از فرماندهی قول اردوی الفتح طالبان که در شمال کشور مستقر است، چه میتواند باشد؟

یسنا: طالبان از این برکناری و مقرری‌ها در گام نخست هدف قومی دارند، یعنی افرادی از طالبان قوم پشتون را وارد قدرت می‌کنند و در گام دوم تصفیه‌ی اقوام غیر پشتون به ویژه فرماندهان اوزبیک را از ارتش دارند.

دو فرمانده‌ی قول اردو را که اوزبیک بودند برکنار و به جای آن‌ها دو پشتون را که یکی آن‌ها از خانواده‌ی حقانی است، گماشتند. بنابراین دیده می‌شود قصد این است فرماندهان اوزبیک را از ارتش کاملا کنار بزنند. قبلا مخدوم عالم را کنار زدند و گرفتار کردند و در این فرصت عمری و ایوبی را کنار زدند. این کنار زدن بیان‌گر بی‌اعتمادی طالبان پشتون به طالبان غیر پشتون به ویژه به طالبان اوزبیک است. طالبان اوزبیک در صفوف طالبان به صورت قابل ملاحظه‌ای وجود دارند.

آریاپرس: آیا تقرر صلاح الدین ایوبی به معینیت وزارت احیا و انکشاف دهات امارت اسلامی، نشانه اعتماد رهبری این گروه بر فرمانده نامبرده و نتیجتاً ارتقای درجه او است یا راز دیگری در این اقدام نهفته است؟

یسنا: به عمری و ایوبی در بخش ملکی اداره طالبان وظیفه داده شده است. اما هر دو از فرماندهی دو قول اردو که در تصمیم‌های نظامی و جنگی تاثیرگذار بود، برکنار شده‌اند. در حقیقت این برکناری ها به معنای خلع سلاح این دو فرمانده است. عمری در بخش تدارکات وزارت دفاع و ایوبی در معینیت وزارت انکشاف و دهات مقرر شده است. هر دو از دو قول اردو در سمت شمال برکنار و به کابل آورده شده اند. به کابل آوردن اینان به معنای این است‌ که هر گونه صلاحیت نظامی و اجرایی از این دو گرفته شده است. دلیل دیگری که می‌تواند در قسمت انتقال این دو فرمانده به کابل موجه باشد این است که آنها در کابل به صورت دوامدار زیر نظر طالبان قرار دارند. کرزی و غنی نیز همیشه تلاش می‌کردند دوستم در کابل باشد، زیرا از بودن دوستم در سمت شمال احساس خطر می‌کردند. به نظر من این دو فرد در واقع خلع سلاح و از نظر سیاسی به کابل تبعید شده‌اند. ایوبی می‌گفت سی هزار جنگ‌جوی اوزبیک در صفوف طالبان وجود دارد. بنابراین بودن ایوبی و عمری در سمت شمال برای طالبان پشتون چالشی جدی بود. بنا به همین درک این دو فرد خلع قدرت نظامی شده اند. برکناری این‌ها تصفیه‌ی قومی افراد غیر پشتون از ارتش است. به نظر من ایوبی ارتقا نکرده است، ایوبی کابل فراخوانده شده تا زیرنظر باشد. اگر ایوبی از فرماندهی قول اردو تبدیل می‌شد و وزیر دفاع می‌شد، ارتقا کرده بود.

آریاپرس: گفته میشود طالبان کسی مثل عبدالحمید خراسانی یکی از افراد محلی شان در ولایت پنجشیر را نیز خلع سلاح کرده و به کمیسبون “تصفیه صفوف” معرفی نموده اند. آیا میتوان این مورد را یک گام اصلاحی از سوی طالبان تعبیر کرد؟

یسنا: عبدالحمید خراسانی و سایر فرماندهان غیر پشتون برای طالبان همیشه اهمیت تاکتیکی داشته اند. خراسانی طالب هم نبود، طالبان فقط برای تسلط بر پنجشیر از او استفاده‌ی تاکتیکی کردند. از همان اول معلوم بود که آنها در نخستین فرصتی که برای شان دست بدهد، خراسانی را کنار می‌گذارند. طالبان پشتون حتا بر طالبان غیر پشتونی‌که با آن‌ها بودند و جنگیدند اعتماد ندارند. نمونه‌اش فرماندهان طالب اوزبیک است‌ که خیلی ها در قدرت‌گیری و تسلط طالبان بر افغانستان نقش داشتند. خلع سلاح یا کنار زدن خراسانی اهمیت اصلاحی ندارد، زیرا طبق مصلحت طالبان پشتون صورت می‌گیرد. خراسانی و امثال او برای طالبان حیثیت چوب سوخت را دارند.

آریاپرس: آیا طالبان با چنین‌ اقدامات قادر به کسب حمایت مردم و حل مسئله مهم مشروعیت بین المللی خواهند شد؟

یسنا: طالبان پیش از مساله‌ی مشروعیت بین‌المللی به تحکیم قدرت قومی خود در افغانستان توجه دارند و به آن اهمیت می‌دهند. طالبان می‌دانند اگر زور و سلطه‌ی شان دچار چالش شود، همۀ آنچه را به دست آورده اند، از دست شان می‌رود. بنابراین برای طالبان امر مهم تسلط قومی و گروهی شان بر افغانستان است. مساله‌ی مشروعیت امر بعدی است. این تعینات طالبان به ویژه برکناری فرماندهان اوزبیک از قول اردوها به دید استراتیژیک نظامی و جنگی طالبان در فصل بهار ارتباط می‌گیرد. زیرا طالبان پشتون این هراس را داشتند و دارند که قدرت قومی شان توسط طالبان غیر پشتون به ویژه طالبان اوزبیک دچار چالش نشود. بنابراین خواستند ارتش را یک دست و قومی کنند تا چالشی توسط طالبان غیر پشتون متوجه اقتدار قومی شان نباشد، تا در بهار بتوانند در برابر مخالفانی مانند جبهه‌ی مقاومت و دیگران، بدون نگرانی از شکاف در درون صفوف خود بجنگند و مدیریت نظامی به طور مشخص و صد درصد در اختیار فرماندهان پشتون تبار طالبان باشد.

آریاپرس: آیا از این اقدامات طالبان که از پنجشیر، تا فاریاب و جوزجان را در بر میگیرد، در باره نگاه کلی آنها به افغانستان و مسئله منازعه برانگیز تقسیم قدرت و باور آنها به برابری همه مردم افغانستان، آن‌گونه که گاه گاه ادعایش را می‌کنند، چه می‌توان دانست؟

یسنا: اقدام طالبان در پنجشیر، فاریاب، جوزجان و برخی ولایات دیگر اقدام قومی برای تحکیم و سلطه‌ی قدرت قومی در افغانستان است ‌که دو خاست‌گاه دارد: نخست غیر از پشتون دیگران را نمی‌خواهند و دوم به افراد غیر پشتون حتا طالب و هم‌سنگر شان باشند اعتماد ندارند. طالبان در این تعینات فردی را از قوم پشتون به عنوان معاون رییس ستاد ارتش نیز مقرر کرده‌اند. فکر می‌کنم این مقرری نیز معنا دارد. وزیر دفاع پشتون، معاون وزیر دفاع پشتون و رییس ستاد ارتش یک تاجیک بود. با تقرر معاون برای ریاست ستاد ارتش معلوم می‌شود که صلاحیت رییس ستاد ارتش نیز توسط معاون دور زده می‌شود.

نوشته های هم‌سان

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button