گزارش ها

تظاهرات ضد امریکایی و دُم خروس زیر بغل طالبان  

بهار چوپان

پس از کشته شدن ایمن الظواهری، جانشین بن لادن، رهبر گروه دهشت افگن القاعده که از اواخر دهه هشتاد میلادی تا اکنون در افغانستان مشغول هراس افگنی و جنایت میباشند، توسط هوا پیمای بدون سرنشین امریکایی به تاریخ دهم اسد سال 1401  (2 اگست2022 ) در ساختمان مجلل واقع در محله دیپلمات نشین کابل، و در چند صد متری کاخ ریاست جمهوری؛ طالبان، مثل همیشه استراتیژی گریز و انکار پیشه کرده از ورود الظواهری به کابل و اقامت او در آن منزل اظهار بی‌خبری کردند.

برخورد رهبری طالبان، با خبرکشته شدن ایمن الظواهری و واکنش بعدی آنها در برابر پرسش های که پس از این حمله به اقامتگاه الظواهری در کابل از سوی رسانه های داخلی و خارجی و مردم افغانستان، به آدرس طالبان مطرح می شد، دقیقا شبیه واکنش مقامات دولت پاکستان در پاسخ به پرسش های جهانیان مبنی بر چرایی و چگونگی حضور رهبر القاعده در نزدیکی یکی از مهمترین پایگاه های نظامی پاکستان، بود. 

وقتی صبح زود روز دوم ماه مه سال 2011 رسانه های پاکستانی خبر سقوط یک چرخبال نظامی را در محله ابیت آباد، درچند ده کیلومتری اسلام آباد، منتشر کردند، مقامات نظامی آن کشور در دقایق نخست از هر گونه اظهار نظر در باره چگونگی این حادثه خود داری کردند. 

اما پس از اینکه باراک اوباما ،رییس جمهور وقت امریکا روز اول ماه مه ساعت 17 به وقت گرینویچ از پشت میز کارش در کاخ سفید، خبر کشته شدن فرد شماره یک القاعده را در ابیت آباد، پاکستان، اعلان کرد، دولت و مردم پاکستان را غافلگیز نموده و بُهت زده ساخت. 

دیری نگذشت که مردم پاکستان و رسانه های جهان از جمله رسانه های هندی این پرسش را برجسته ساختند، که نظامیان پاکستانی و دولت آن کشور در پنهان کردن بن لادن در آن ساختمان دژ مانند و در آن محله حفاظت شده چقدر نقش داشته اند. 

مسلماٌ این پرسش نه تنها خوشایند رهبری دولت پاکستان نبود؛ بلکه باعث اعصاب خرابی و تنش میان مقامات ملکی دولت و  نظامیان که بگونه سنتی از قدرت بسیار در پشت پرده برخوردارند،  می‌شد. 

بناً نظامیان آن کشور پس از مدتی خاموشی، استراتیژی انکار، را پیشه کردند و از حضور و اقامت بن لادن در آن دژ، در آن محله حفاظت شده و در خاک پاکستان انکار نمودند.

سپس برای کنترل اذهان عامه و حفظ ظاهر مسئله کمیسیونی بنام کمیسیون ابیت آباد، تشکیل داده شد که ظاهراً وظیفه داشت تا به پرسش ها و ابهامات موجود در باره چگونگی اقامت بن لادن در خاک پاکستان ودر جوار یکی از حساس ترین مراکز نظامی آن کشور، پاسخ بیابد.

اما آن کمیسیون هیچگاه یافته هایش را با مردم شریک نه ساخت و پس از فروکش کردن خشم و احساسات مردم و کم شدن توجه رسانه ها به حادثه، منحل گردید.

جالب اینست که اگربه واکنش طالبان در برابر خبرکشته شدن الظواهری در محله وزیر اکبر خان کابل، توجه کنیم متوجه خواهیم شد که رهبری طالبان، نیز دقیقا و گام به گام برخورد مشابه مقامات پاکستانی، پس از کشته شدن بن لادن در ابیت آباد داشته اند. 

طالبان بعنوان گروه دست ساز سازمان استخبارات نظامی پاکستان، پس از کشته شدن الظواهری در وزیر اکبر خان کابل، سه روز پس از حادثه در وهله نخست از ورود او به خاک افغانستان، سپس به پایتخت و محله عیان نشین در همجواری کاخ ریاست جمهوری اظهار بی اطلاعی کردند و درگام بعدی از حربه بسیار آسان یاب و کار آمد زخمه زدن به احساسات میهنی و دینی مردم استفاده برده به سازماندهی تظاهرات پرداختند. 

مسلما سازماندهی تظاهرات گویا ضد امریکایی به این هدف بود که با برانگیختن خشم و احساسات مردم عقل آنها راگمراه کنند و پرسش اصلی و مهم چگونگی حضور یک تروریست خطرناک بین المللی در کابل را بی اهمیت جلوه دهند. 

درکنار آن مورد اول، هدف دیگر سازماندهی این تظاهرات نمایش حمایت مردم از امارت طالبانی  نیز بود.  

با نگاه کردن به عکس ها و ویدیو های از صحنه های آن همایش های گویا خود جوش ضد امریکا، متوجه می شویم که  طالبان، سخنان نا گفته شانرا به شکل شعار نوشته و بدست مردم داده اند.

طالبان سعی کردند که نقش شان را در سازماندهی تظاهرات پنهان کرده و آن را خود جوش و مردمی نشان دهند؛ اما از همان اول کار روشن بود که آن همایش ها نه مردمی بود و نه خود جوش . 

همه  میدانند که امکان ندارد امارت طالبان که با استفاده از زور و غلبه قدرت را غضب کرده است، و در یکسال گذشته با قوت تمام کوشیده است تا روحیه هر گونه اعتراض و حتی انتقاد را در مردم افغانستان و به ویژه در میان مردم کابل، از بین ببرد، و در برابر هرگونه همایش شدیداً واکنش نشان داده و میدهد، به مردم اجازه تجمع و اعتراض و ابراز نظر در باره چنان حادثه مهم که بار رسوایی طالبان را سنگین تر ساخت، داده باشند.

طالبان، نه در امر مدیریت بحران خبر ،که پس از کشته شدن الظواهری ،امارت به آن گرفتار شد، موفق بودند و نه هم در امر پنهان کردن نقش شان در سازماندهی اعتراض های ضد امریکایی !

البته این مورد را نیز باید اضافه کردکه در اکثر این تظاهرات، گرداننده‌گان اصلی، کسانی که شعار می‌دهند و در صف نخست تظاهرات قرار دارند، افراد طالبان اند. به وضوح میتوان دید که طالبان برخی از افراد خود را از پاسگاه های نظامی بیرون کشیده به جاده ها فرستاده اند تا نقش معترضان خیابانی را ایفا کنند.

آریاپرس به نوارک صوتی‌ای دست یافته که در آن صدای یکی از مقامات استخبارات طالبان شنیده می شود که به همکاران و زیر دستانش دستور میدهد تا مواظب باشند تا خبرنگاران رسانه های خارجی و آزاد، متوجه نشوند که تظاهرات توسط امارت طالبان سازماندهی شده و خود جوش نیست.

آریاپرس با این که امکان تایید این نوار صوتی را ندارد، اما منابعی اظهار داشتند که صدا احتمالاً مربو ط به خلیل همراز سخنگوی استخبارات طالبان و از افراد نزدیک به ذبیح الله مجاهد ، سخنگوی طالبان است.   این نوار صوتی به خوبی هراس طالبان را از بازتاب حقایق در رسانه های داخلی و خارجی نشان می‌دهد.

نوار صوتی منسوب به خلیل همراز، سخنگوی استخبارات طالبان

نوشته های هم‌سان

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button