سیاست

اوج درماندگی تروریستان قبیله

دکتر سینا دلیری، استاد دانشگاه

افراد طالبان حین جستجوی خانه های شهروندان در شهر کابل

تجارب تلخ و آزمون شدهٔ تاریخی، این حقیقت مسلم و انکارناپذیر را به اثبات رسانیده است که برای انجام هر عمل اعتقادی و باورمندانه، در گام نخست شرایط زنده‌گی باید تأمین و فراهم گردد. یعنی اول زنده‌گی و بعد بنده‌گی است. انسان نخست باید زنده بماند تا شرایط بندگی را فراهم و بجای آورد. ابوجهلیان (طالبان) در آغاز ورود به کابل یا تحویل قدرت از قبیلۀ ورشکسته (دزدان چراغ بدست یا شرف باختگان متکرر تاریخی)، صریحا درمانده‌گی خویش را در همان نخستین روزهای ورود شان به ارگ بابایی یا (همان خانه طراحی استبداد و از خودبیگانگی) در چهرهٔ کاذب و دروغینی بنام هبت الله (نام فرضی آی اس آی) اعلام کردند که وظیفه ما پیروزی حکومت اسلامی بود که برایتان آوردیم. ما مسئول تامین زندگی شما نیستیم؛ روزی رسان خداوند است. یعنی اینکه مخلوقات عصر حجر و سنگواره اندیشی بنام ابوجهلیان یا حاکمان تروریست، هیچگونه مسئولیتی در قبال این مردم گروگان گرفته شده ندارند. تروریست ها چون رسالت اصلی شان به حیث سربازان جهالت و درماندگی، تخریب است و کشتار و دزدی و ویرانگری و به یغما بردن ته مانده های دزد چراغ بدست مالیخولیای بی همه چیز این سرزمین (غنی دزد و خایین ملی) به عنوان غنیمت جنگی و نه آوردن امنیت، رفاه و سازندگی که از نخستین مسئولیت ها و وظایف ابتدایی و اولیۀ یک حاکمیت است در هر چهره یی که متبارز گردند، نمی‎‌توانند آن ماهیت مستبدانه و جاهلانۀ دورن شان را بپوشانند. ابوجهلیان درنده خوی جنایت کار یا سربازان نیابتی دستگاه جهنمی آی اس آی، ام آی ۶ و سی آی ای، چون هیچ برنامه یی برای برون رفت از این وضعیت رقت انگیز خلق کرده خویش نداشته و خلاف وعده های دروغین ولی نعمتان خویش (رژیم اشغالگر پاکستان، شیخان حقیر و نوکرمنش پیرامون خلیج فارس، جنایت پیشگان سعودی و سایر دست نشاندگان اشغال‌گران دور و نزدیک) با گذشت بیش از شش ماه تا هنوز به حیث حاکمیت قانونی به رسمیت شناخته نه شده اند، که در تاریخ حکومت‌ها بی مانند است، در کمال یأس و بی باوری با جنون و خشونت تمام، بسان درنده‌‎گان وحشی به جان مردم یورش برده و به هیچ موازین (حقوقی، شرعی، دینی و اخلاقی) احترام و پای بندی نشان نداده، دیوانه وار به جان مردم بی گناه و بی دفاع یورش برده و با سبعیت تمام خشونت ورزیده همه قاعده های انسانی را زیر پا گذاشتند. حمارتیان بی آزرم، که از سر درماندگی و جهالت، هیچ گونه برنامه و راهکار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و گزار از این بن بست و سردرگمی را ندارند، برای پنهان کردن ناتوانی و بیچارگی خود، دیوانه وار به جان مردم حمله ور شده عقده های کور نه فهمی خودرا در پس چنین جهالت و حماقت پنهان می دارند تا مردم از این درندگان وحشی آدم نما حقوق خویش را مطالبه نه نمایند. این جانیان حقارت پیشه یا ادامه دهندگان شیوه محکوم و مغلوب شده طراز فاشیستی حفیظ الله امینی از تا یخ نیاموخته بار دیگر میخواهند دور مکرر و باطلی را تکرار کنند که تاریخ بیهوده‌گی این تلاش‌ها و تجارب شکست خورده را به اثبات رسانیده است. ابوجهلیان با تحکیم سانسور و دروغ و ریاکاری و انکار حقایق و فیسبوکی خواندن واقعیت آفتابی جبهه مقاومت ملی و سایر خیزش های برحق مردمی و گسترش و فراگیری موج وسیع اعتراضات بهاری، سر از پای نه شناخته دیوانه وار و وحشت زده به هر بهانه یی متوسل گردیده و از هر ابزاری میخواهند بهره ببرند. سخنان ملا یعقوب جنایت کار و وطن فروش در هنگام جنازه ملاعزت قندهاری در قندهار نقاب دروغین اسلام از چهره کریه خویش کنار زده مردم را به جنگی دعوت می کند که مصداق آشکار و بارز جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و نسل کشی است. اینجاست که عمق وحشت ابوجهلیان از موج گسترده مقاومت آزادی خواهان میهن در آینده نزدیک آشکار می گردد و نقاب کاذب اسلامی کنار زده شده و چهره حقیقی این وحشیان بی همه چیز تاریخ برملا می‌شود.

نوشته های هم‌سان

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button