سیاست

آیا امریکا قصد دارد طالبان را سرنگون سازد

منبع : بهول نیوز

نویسنده : آصف درانی

تاریخ انتشار :23 جون 2022

برگردان :آریاپرس

آیا ایالات متحده در سیاست خود برای افغانستان تجدید نظر کرده است و سرنگونی رژیم طالبان را بررسی می کند؟ 

 گزارش‌ها حاکی از آن است که گروه‌های بزرگی از مردم افغانستان، مستقر در آمریکا و اروپا در حال آغاز مجدد کارزار مبارزه علیه حکومت طالبان هستند. دولت اسلامی خراسان – داعش نیز فعال به نظر می‌رسد، زیرا این گروه با توالی‌های سریع حملاتی را عمدتاً علیه شیعیان آغاز کرده است. حمله هفته گذشته به معبد سیک ها نشان می دهد که غیر مسلمانان نیز هدف قرار خواهند گرفت. 

این گزارش ها بیشتر به دلیل درگیری های میان گروهی طالبان اعتبار می یابند. طالبان میانه رو و تندرو هریک تلاش می کنند تا سهم بیشتری در حکومت بدست آرند. موضوع حقوق زنان به محل اختلاف روحانیون حاکم تبدیل شده است و به همین دلیل است که دولت نتوانسته تصمیمی برای بازگشایی مدارس متوسطه دخترانه بگیرد. 

در واقع، اقدامات آمریکا بی دلیل نیست. ایالات متحده سیاست تحت فشار نگه داشتن طالبان را دنبال می کند. رویکرد آمریکا در قبال طالبان تا حد زیادی موفق است. با تحمیل تحریم های اقتصادی، افغانستان با فقر شدید مواجه شده و رهبری طالبان را تحت فشار قرار می دهد. احیای گروه های ضد طالبان که با حمایت آمریکا و اروپا بیشتر به وجود آمده است، ممکن است باعث آشفتگی اساسی در افغانستان شود. 

سناریوی جدید امریکا برای افغانستان، را نمی توان به فال نیک گرفت، زیرا این کشور در حال حاضر از فقر هولناکی رنج می‌برد، که در اثر آن 95 درصد مردم در وضعیتی قرار گرفته اند که توان تامین نفقه خود را ندارند. درخواست سازمان ملل برای کمک مالی 4.5 میلیارد دلاری برای کمک های اولیه بشردوستانه مورد توجه کمی قرار گرفته است زیرا تاکنون تنها 1.2 میلیارد دلار از کشورهای عضو دریافت شده است. 

با فرا رسی فصل سرما در ماه سپتامبر، کشور ممکن است با وضعیت وخیمی روبرو شود. حتی بسیار بدتر از سال گذشته که طالبان هنوز در دهلیز های قدرت  تازه وارد بودند. با این حال، ایالات متحده به زودی پس از خروج از افغانستان، حساب های افغانستان را به ارزش 9 میلیارد دلار مسدود کرد و بانک های افغانستان، را که به طور منظم تجارت می کردند، تحریم کرد. از این رو افغانستان تحت حاکمیت طالبان فلج شده است که این به مصائب مردم عادی افزوده است. 

می توان انتظار مهاجرت دسته جمعی مردم به کشورهایی را داشت که می توانند دو وعده غذا بخورند و سرپناه امن داشته باشند، یا ممکن است به گروه های مقاومت که قصد سرنگونی طالبان را دارند بپیوندند. 

هر دو سناریو – مهاجرت دسته جمعی به دلیل گرسنگی و یا پیوستن به نیرو های مقاومت – به معنای مرگ و ویرانی بیشتر در کشور است و در نتیجه بر همسایگان فشار می آورد. اگر مردم افغانستان بدون کمک های اضطراری ناچار از تحمل این وضعیت اسفبار شوند، ممکن است کشور در هرج و مرج فرو رود . 

رویکرد آمریکا برای حمایت از گروه‌های ضد طالبان، اگر در پس‌زمینه بحران اوکراین، که ایالات متحده و متحدانش از آن حمایت می‌کنند، دیده شود، قابل قبول به نظر میرسد. یک افغانستان بی ثبات بر همه همسایگان نزدیک افغانستان به ویژه پاکستان، چین، روسیه و ایران فشار وارد می کند. 

با توجه به احیای مجدد جنبش ضد طالبان در افغانستان، تحولات پیشرو نباید مشکلات زیادی را برای دولت آمریکا ایجاد کند، زیرا گروه های ناراضی از طالبان، برای انجام این مناقصه در دسترس خواهند بود. این یادآور احیای اتحاد سابق شمال است که ساختار جدید آن توسط احمد مسعود، پسر رهبر افسانه ای مجاهدین، احمد شاه مسعود رهبری می شود. احمد مسعود رهبری جبهه مقاومت ملی افغانستان  را بر عهده دارد. او گروه های مختلف قومی و مذهبی را برای راه اندازی  جنبش مقاومت علیه طالبان با هم متحد می کند. همزمان، جنرال رشید دوستم، فرمانده سابق جنگ، از آغاز مقاومت علیه طالبان در شمال افغانستان خبر داده است. 

این واقعیت که هیچ یک از کشورهای جهان تاکنون رژیم طالبان را به رسمیت نشناخته اند، به نوعی دست ایالات متحده را برای دیکته کردن دستور کار آینده در مورد افغانستان، باز می گذارد . 

درصورتی که کشور به سمت یک جنگ داخلی دوباره پیش  برود، ایالات متحده با بیش از دو دهه تجربه در افغانستان، در موقعیت بهتری برای آموزش و تجهیز گروه های مخالف طالبان، خواهد بود. 

حمایت از گروه‌های مقاومت که عملا در میادین نبرد علیه طالبان حضور دارند، بجای فرستادن نیرو به افغانستان، هزینه‌های ناچیزی را برخزانه‌داری آمریکا تحمیل می‌کند.  ایالات متحده ممکن است در انجام این کار، از حمایت کشورهای اروپایی و هند استفاده کند تا طوری به نظر برسد که کل پروژه از حمایت بین المللی برخوردار است. 

. طالبان ،  در حال حاضر  به خوبی تثبیت شده اند و در حفظ صلح در کشور نیز موفق بوده اند. 

آنها در حال چانه زنی در مورد حقوق بشر، به ویژه بر روی مسائل حقوق زنان هستند، اگرچه به طور گسترده پذیرفته شده است که طالبان 2.0 بسیار اصلاح شده تر از طالبان 1.0 است. طالبان در پایان ماه می، بودجه ملی جدیدی را اعلام کرد – اولین بودجه در دو دهه اخیر که صرفاً توسط خود افغانستان تمویل می‌شود. اما این خبر در رسانه‌های بین‌المللی چندان بازتاب داده نشد. 

دولت‌های قبلی تا 70 درصد از بودجه ملی را از ناحیه دریافت کمک‌های بین‌المللی تامین می کردند که مقدار زیادی از آن بگونه شرم آور  برای خرید عمارت‌ها و پنت‌هاوس‌های مجلل و گرانقیمت کشورهای خلیج هزینه می شد. گزارشی که اخیراً در وال استریت ژورنال منتشر شده است، سبک زندگی مجلل مقامات تبعیدی را نشان می دهد که قبل از سقوط کابل در این کشور از فرصت استفاده کرده زر اندوزی کردند. 

حاکمیت طالبان در این کشور پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در ماه اوت سال گذشته، ممکن است راه حل ایده آلی نباشد، اما در مقایسه با دوران حضور سربازان آمریکایی ، صلح نسبی را به ارمغان آورده است. 

بر اساس گزارش فارین افرز، «طالبان ممکن است به دلیل بی رحمی بدنام باشند، اما حتی مخالفان آنها نیز برای برقراری صلح و حاکمیت قانون در کشور به شبه نظامیان اعتبار می دهند.« 

ممکن است طالبان بهترین حکومت را ارائه نکرده باشند، اما در کنترل جنگ سالاران موفق بوده اند.» در یک تلگراف فاش شده، سفیر سابق بریتانیا در افغانستان، سر شرارد کاپر کولز، نشان میدهد که نامبرده در سال 2008 به کاردار فرانسه گفته است که مشکلات بی شماری که افغانستان با آن مواجه است نشان می دهد که بهترین راه حل برای این کشور استقرار یک “دیکتاتوری قابل قبول” در افغانستان است. 

ایالات متحده و متحدانش حمایت دو باره از همان افرادی را که در دو دهه گذشته با آنها کار کرده بود، کسانی که قبل از خروج نیروهای آمریکایی از کشور گریختند، و نتوانستند وظیفه شانرا در امر رهبری برای تامین ثبات کشور ، را بخوبی درک نموده و درست انجام دهند، چگونه توجیه خواهد کرد؟ با توجه به نزدیکی جغرافیایی افغانستان به پاکستان، چین، روسیه و ایران، افغانستان آشفته می‌تواند زمینه مناسبی را برای مانور قدرت‌های رقیب فراهم کند. همچنین می تواند توجیه کافی برای سیاست گذاران ایالات متحده فراهم کند تا رقبای خود را در همسایگی افغانستان تحت فشار نگه دارند. 

در حالی که طالبان به‌عنوان یک جنبش، از میان سطوح پایین مردم برخاسته است ، سایر گروه‌ها  فاقد لنگرگاه‌های ایدئولوژیک برای متحد نگه داشتن گروه‌های قومی-مذهبی مختلف ساکن در آن کشور هستند. بنابراین، شرط‌بندی بر روی مقاومت جدید افغانستان امری دشوار خواهد بود. 

همچنین واضح است که دموکراسی علیرغم تلاش های آمریکا در دو دهه گذشته نتوانسته است در زمین افغانستان ریشه هایش را محکم کند. اکنون که صلح نسبی در افغانستان به دلیل “دیکتاتوری طالبان” قابل تشخیص است، ایالات متحده و متحدانش ممکن است ترجیحات متفاوتی داشته باشند. برای آنها، نگه داشتن همسایگان بلافصل افغانستان، درحالت انتظار همراه با تشویش و اظطراب برای اجرای برنامه بین المللی خود به بهترین وجه مناسب است. 

آصف درانی، سفیر پشین پاکستان برای ایران و امارت متحده عرب و پژوهشگر ارشد نهاد آر پی آر آی میباشد.

نوشته های هم‌سان

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button